شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

سلام می کنم بهتون در واپسین روزهای تابستون ، حالتون خوبـــه ؟! خُب بسه دیگه ! اِنقدر بدم میاد این مجریا تو تلویزیون و رادیو میان این حرفو می زنن ! آخه به تو چه که آخرین روزای تابستونه ؟! الان کی حالش خوبه آخه ؟! ولی خب حالا چون امسال خودم مدرسه نمیرم گفتم [...]

شاهین نجفی شاعری تمام شده!

سلام می کنم بهتون در واپسین روزهای تابستون ، حالتون خوبـــه ؟! خُب بسه دیگه ! اِنقدر بدم میاد این مجریا تو تلویزیون و رادیو میان این حرفو می زنن ! آخه به تو چه که آخرین روزای تابستونه ؟! الان کی حالش خوبه آخه ؟! ولی خب حالا چون امسال خودم مدرسه نمیرم گفتم بیام اینو اینجا بنویسم ببینم هنگام نوشتن این جملات مزخرف چه احساسی دارم که خُب دیدم هیچی ! حالا .. همین چند دقیقه پیش ، سِواد زنگ زد گفت بیام مقاله بزنم ، منم که وظیفه شناس و اینا … اومدم مقاله رو بزنم دیگه ، این مقاله راجع به شاهین نجفیه ، حقیقتاً اِنقدر عجله دارم نمی دونم توش چی نوشته ولی خُب خوبه دیگه ، اصلا مگه میشه نصیر مشکوری مقاله بنویسه و بد باشه ؟! نمیشه دیگه .. ( فردا میگن تبلیغ می کنی ) خُب دیگه مقاله رو بخونید مثکه راجع به آهنگ جدید شاهین نجفیه خلاصه بخونید و لذت ببرید دیگه ، آها منبع هم سایت بشکن .

شاهین نجفی شاعری تمام شده!

نگاهی بر تک آهنگ “شاعر تمام شده” از شاهین نجفی
نویسنده: نصیر مشکوری
شاعر تمام شده؛ نام آهنگ جدید شاهین نجفی است. این قطعه در سبکی متفاوت از آنچه تا به امروز از وی شنیده ایم ساخته شده است. شعر این اثر از دکتر سید مهدی موسوی است.

شاهین نجفی با تک آهنگ “هزیان” قدمی محکم به خارج از حیطۀ موسیقی هیپ هاپ برداشت. همزمان نیز با بیان گفته هائی در نقد هیپ هاپ ایران در گفتگوها و مستند های پی در پی و ابراز این نکته که از نظر او هیپ هاپ ایران “توهمی” بیش نیست، خود را از این جریان جدا کرد و وارد جریان موسیقائی شد که در واقع با تک آهنگ “وقتی که” معرفی شد.

مسیری که با تک آهنگ “شاعر تمام شده” ادامه پیدا کرد. این تک آهنگ مشخصاً نشان می دهد وی پیرو موسیقی پست مدرنیستی “نامجوئی” شده است و تصمیم دارد بر فراز امواج هنجارگریز ترانه ها و شیوۀ تکنوازی نامجو که با گیتار آکوستیک انجام می دهد سوار شود و در این محیط تجریه کند. او می خواهد افکار و رویکردهای روشنفکرانه اش را که در قالب هیپ هاپ خیابانی و گستاخ و “غیرروشنفکری” (البته از دیدگاه روشنفکران سنتی!) نمی گنجید، روانۀ آواهای آوانتگارد و پست مدرن کند.

اما با توجه به دو آهنگ اخیر که در سبک سادۀ نامجوئی ساخته شده است بنظر نمی آید که شاهین نجفی هدفی موسیقائی داشته باشد. چرا که در هیچکدام از این دو قطعۀ اخیر –موسیقی- نقشی عمده ندارد و تنها پسزمینه ای است برای ابراز ترانه و شعر در فرمی از خوانندگی که حسی اکسپرسیونیستی و نستالژیک شبیه به نوحه خوانی تا سرحد دکلمه دارد. نه بیشتر و نه کمتر. یعنی ترانه حرف اول را می زند و در نتیجه موسیقی وی کلام محور شده است. رویکردی که برای شاعر و شخصیتی مثل او که تمام شهرتش براساس مفاهیم و مضامین اجتماعی و سیاسی در آثارش بود (نه سبک موسیقی اش) بسیار طبیعی می باشد.

پیشداوری در مورد اینکه شاهین نجفی چه خواهد کرد و چه ارائه خواهد داد کمی عجولانه است. بویژه شخصیتی مثل او که هر قالب موسیقائی که در زمان برای او مناسب تر است انتخاب می کند. یک روز رپ خوان می شود و روز دیگر راک باز می شود و لحظه ای دیگر در عماق ادبیات و درگیر موسیقی می شود. برای شاهین نجفی افکارش و بیان ذهنیتش اهمیت بیشتری دارند. او در واقع یک فعال اجتماعی ست که در قالب موسیقی با مخاطبانش رابطه برقرار می کند. اوحقیقتاً یک فعال اجتماعی هنجارشکن است، چرا که وقتی سیاسیون، روشنفکران و فعالان اجتماعی حرفه ای عاجز از ایجاد ارتباط با عموم مردم هستند، وی براحتی با هزاران هزار پیر و جوان ایرانی روزانه از طریق تک آهنگ هایش و در میان صفحه های فیس بووک و تویتر در رابطۀ مستقیم است.

باید صبر کرد و دید در آلبوم جدیدش که به گفتۀ خود او “هیچ” نام دارد چه خواهیم شنید یا شاید بهتر باشد بگویم؛ سخن از چه خواهد گفت!

 

شعر “شاعر تمام شده” از مهدی موسوی:
نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر است
به خیسی چمدانی که عازم سفر است

من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم
که سرنوشت درختان باغمان تبر است

به کودکانه ترین خواب های توی تنت
به عشقبازی من با ادامه ی بدنت

به هر رگی که زدی و زدم به حسّ جنون
به بچّه ای که توام! در میان جاری خون

به آخرین فریادی که توی حنجره است
صدای پای تگرگی که پشت پنجره است

به خواب رفتن تو روی تخت یک نفره
به خوردن ِ دمپایی بر آخرین حشره

به «هرگز»ت که سؤالی شد و نوشت: «کدام؟»
به دست های تو در آخرین تشنّج هام

به گریه کردن یک مرد آنور ِ گوشی
به شعر خواندن ِ تا صبح بی هماغوشی

به بوسه های تو در خواب احتمالی من
به فیلم های ندیده، به مبل خالی من

به لذّت رؤیایت که بر تن ِ کفی ام…
به خستگی تو از حرف های فلسفی ام

به گریه در وسط ِ شعرهایی از «سعدی»
به چای خوردن تو پیش آدم بعدی

قسم به اینهمه که در سَرم مُدام شده
قسم به من! به همین شاعر تمام شده

قسم به این شب و این شعرهای خط خطی ام
دوباره برمی گردم به شهر لعنتی ام

به بحث علمی بی مزّه ام در ِ گوشت
دوباره برمی گردم به امن ِ آغوشت

به آخرین رؤیامان، به قبل کابوس ِ …
دوباره برمی گردم، به آخرین بوسه

comments

دیدگاه خود را به ما بگویید.