مساله ای که در این مقاله به چالش کشیده میشود مساله ایست که هر جامعه ای (منظور از جامعه اجتماع نیست؛ یک خانواده ی دو نفره هم میتواند یک جامعه باشد) برای رشد به آن نیاز دارد. انتقاد لبه ی تیغی است که افتادن از هر طرف آن نتایج منفی را به بار می آورد و استفاده ی صحیح از آن یکی از مهمترین فاکتورهای جوامع موفق است. در اینجا شما به طور خاص با مسئله ی انتقاد در مورد یک اثر هنری (و به طور خاص تر آثار هیپ-هاپ فارسی) درگیر میشوید ولی اکثر این مسائل در حوزه های دیگر قابل بسط میباشند. مثال های به کار برده شده در مقاله عموما برای فهم بیشتر بوده و لزوما واقعیت خارجی ندارند. درخواست نویسنده تنها یک چیز است: لطفا با دید باز و کنار گذاشتن هرگونه پیش زمینه این مقاله را بخوانید و کمی در مورد مسائل مطرح شده فکر کنید و سپس تصمیم بگیرید.
مودب باشیم
در یک رابطه ی اجتماعی سالم یکی از ابتدایی ترین اصول ادب است. ادب به معنای تعارف بی مورد و یا به معنای دور شدن از ذات و به اصطلاح “وانمود کردن شخصیتی دیگر” نیست. اگر میخواهیم حرفمان شنیده شود باید به یک سری اصول آداب معاشرت احترام بگزاریم و از بکار بردن ادبیات تند و زننده خودداری کنیم. شاید اگر ما به عنوان یک صاحب نظر یک نقد منفی را به یک اثر وارد بدانیم و این نقد را به خالق انتقال دهیم او ناراحت شود. اگر نظر شما درست و منطقی باشد ناراحتی خالق اثر به شما مربوط نیست؛ بر میگردد به رفتار حرفه ای طرف مقابل شما. ولی اگر واقعا دلتان به حال چیزی میسوزد و دوست دارید بهترش کنید من به شما با اطمینان کامل میگویم: با مسخره کردن بی هدف کسی/چیزی راه به جایی نخواهید برد.
بی طرف باشیم
دارید انتقاد میکنید یا مسائل شخصی تان را حل و فصل میکنید؟ این اولین سوالی است که باید از خودتان بپرسید! مسائل شخصی و سلایق هر چند در نهایت روی نظرات شما تاثیر گزار است ولی شما به عنوان یک منتقد حرفه ای موظفید بی طرف نظرتان را بگویید. اگر نکته ی منفی را میگویید استدلالتان را هم بگویید و حتی اگر نکته ای مثبت را میگویید دلیل بیاورید. گفتن یک “بد بود” و “خوب بود” و امثالهم ارزش انتقادی ندارد و صرفا یک نظر شخصی است. با تمام این موارد هرکسی یکسری سلایق شخصی دارد که با شنیدن نام خواننده ناخودآگاه آن اثر برایش زیبایی را تدائی میکند. اما اینجا جایی است که حرفه ای گری میتواند میان افراد مرزبندی کند. همان جمله ی معروف که میگوید “نبین کی میگه، ببین چی میگه”.
اکثر ما انسانها علاقه ی وافری به بُت سازی داریم. دوست داریم همواره یکسری اسطوره داشته باشیم و در حال پرستیدن آنها باشیم. این امر جز بسته تر کردن دامنه ی دید ما کمکی نمیکند. علاقه ی بیش از اندازه به یک شخص یا گروه موجه است، ولی همواره از خود بپرسیم که این علاقه منطقی است یا خیر.
به طور مثال در بحث با برخی دوستان در رپ فارسی بارها به “توپاک پرستی های افراطی” برخورد کرده ام. طرف هر کاری از توپاک میشنود، بدون آنکه بداند توپاک چه میگوید، بررسی کند کار از نظر تکنیکی در چه حدی است، از ترس اینکه در جمع ترد شود هم که شده یکسری حرفهای عجیب غریب میزند! بله! توپاک شاکور از رپکنهای بزرگ و مطرح دنیاست، ولی او هم مانند همه ی ما انسان بوده و اشتباه میکرده. این مثال را زدم تا به صورت کلی یک چیز را متذکر شوم: هیچ وقت نگذارید درست و غلط ها را افراد اطرافتان به شما دیکته کنند. حرفها را بشنوید، ولی روی آنها فکر کنید.
آگاه باشیم
درخت هرچه بارش بیشتر باشد بیشتر سر خم میکند و تبل هر چه تو خالی تر باشد بیشتر صدا! سعی کنید در مورد مسائلی نظر بدهیم که در مورد آن آگاهی کافی داریم. اگر صرفا یک شنونده هستیم و تخصصی نداریم بهترین نظری که در مورد کاری که دوستش نداشتیم این است که بگوییم “نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم”، همین و بس! اگر نکته ای به نظرتان منفی می آید آنرا مودبانه و با استدلال بیان کنید. اگر یک دفعه یک اصطلاح را جایی شنیده اید دلیل بر آگاهی شما از آن موضوع نیست. هر مبحث نویی نیاز به مطالعه، تحقیق و تجربه ی عملی برای آگاهی یافتن دارد.
واقعی باشیم
بخشی از شخصیت و اعتبار هر فرد حرف هایی است که میزند. هر شخصی در ذهن هر کسی که او را میشناسد اکثرا چند جمله ی ماندگار دارد. افرادی که خود در کاری تخصص دارند، آنقدر خاک خورده اند و آنقدر نظر شنیده اند که فرق واقعی و غیر واقعی را بفهمند. اینکه شما با آن شخص مسئله ی شخصی دارید، اینکه تحت تاثیر جو قرار گرفته اید، اینکه میخواهید خود را شخصی دانا جلوه دهید و … تماما و به راحتی از شیوه ی سخنرانی شما معلوم است. هیچگاه و هیچگاه و هیچگاه، چه خواننده ی خود و چه مخاطب خود را نادان فرض نکنید. شاید هزاران نفر با جمله ی “من عاشق وطنم و ایرانم هستم” طرفدار شما بشوند، ولی همواره افرادی هستند که مصنوعی حرف زدن شما را حس میکنند. شاید شما با استفاده کردن از ده ها اصطلاحی که خودتان به تازگی شنیده اید و در مورد آن مطالعه ندارید خود را برای چندین نفر آگاه جلوه دهید، اما ارزش و اعتبار خود را برای متخصصانی که حرف شما به گوششان میخورد نابود میشود.
موقعیت سنج باشیم
در هر مکانی و هر زمانی و در برخورد با هر شخصی باید مناسب آن مکان و زمان و شخص برخورد کرد. این چیزی نیست که شما تعیین کنید، این را انتخاب طبیعی تعیین میکند. به طورد مثال بسیاری از رپکنهای فارسی در اوایل رپ فارسی به وفور از فحش استفاده میکردند، اما بازتاب مخاطبان و جامعه ی ایرانی عموما نشان داد هیپ-هاپ ایرانی مانند هیپ-هاپ امریکایی پذیرای این سبک از ادبیات تند نیست. این روند خود به خود جهتی به رپ فارس داد که این مساله به تعادل برسد. در مورد منتقدان هم همینطور است. هرچه حرفهای بی ارزش تر بزنید (چه ایراد گرفتن های بی خود، چه تعریف های بی جهت)، کسانی که نظر شما را میخواندند کمتر میشوند. این مساله نیاز به درگیری با نظر بی ارزش و غیر حرفه ای ندارد. این دست افراد خود به خود از رپ فارسی حذف میشوند. دیر و زود دارد، سوخت و سوز ندارد. اگر واقعا ما از انتقاد خود هدفی مثبت را دنبال میکنیم باید هوشیار باشیم و آنرا اثربخش سازیم. در یک قطعه ی رپ که به طور مثال موضوع آن “دیس ترک” است رپکن نمیتواند از ادبیات پارسی کهن استفاده کند، در کفه ی دیگر ترازو شما نمیتوانید همانگونه که از دوست صمیمی خود انتقاد میکنید از مدیر مافوق خود انتقاد کنید. همچنین ما باید بدانیم در هر جایی مناسب با شرایط آن لحظه و شناختی که از آن فرد داریم با آن فرد وارد مجادله شویم. در بسیاری از موارد سکوت کردن نتیجه ی بهتری به همراه دارد.
در آخر جدا از تمامی موارد ذکر شده، اینکه همه ی ما انسان ها جایز الخطا هستیم، اینکه شاید ما اشتباه میکنیم، اینکه هر حرفی که به ذهنمان میرسد را همان لحظه بیان نکنیم، اینکه قدرت ما را فاسد نکند، میتواند ما را از بسیاری از معضلات نجات دهد. جامعه ای سالم پیش از همه چیز نیاز به افرادی دارد که توانایی برقراری ارتباطاتی سالم دارند و اولین کسی هم که باید تغییر کند خود ما هستیم. اینها شعارهای تلویزیونی و تبلیغاتی نیستند، اینها پایه های چیزهایی است که نسل ما میخواهد.
به نظر شما یک انتقاد سازنده دیگر چه فاکتورهایی دارد؟ دوست دارم همه با هم این مقاله را کامل کنیم.
comments